محل تبلیغات شما


توی این روزها کلی خبر و رویداد دور و برم داره رخ میده ؛ از همه نوع و همه جنس.


صدای پارس سگها توی کوچه ی ما داره زیاد میشه. قبلا" فقط یه خونه بود که سگ نگهداری میکرد اما الان شده سه تا. دو سه تا خونه هم قناری دارن که آواز میخونند. روی کاج درخت خونه ی همسایه یه کلاغ (از این مدل سفید سیاهها) لونه کرده و صدای بلندش هر روز بگوش میرسه. گربه ها هم که از قبل بودند. صدای پیانوی از خونه ی یکی از همسایه ها مرتب به گوش میرسه (اطاقشون بر کوچه است). اگه همه ی اینها با هم متحد بشن و هماهنگ عمل کنند ، سمفونی جالبی از آب درمیاد!!


تا چند سال پیش در فصل پاییز توی باغچه ی حیاط بنفشه میکاشتیم. اوج خوشی برای گل بنفشه زمانی است که برف بیاد. سرما باعث میشه ظاهر گیاه چندان خوشایند به نظر نرسه اما در مقابل ریشه ها رشد زیادی خواهند کرد و در بهار گیاه رو شکوفا میکنند. الان که کاکتوس نگهداری میکنم کار برعکس شده!! بعد از ظهر که میرم گلخونه ی پشت بام ، دما سنج گرمای 50 درجه بالای صفر رو نشون میده!! وقتی به کاکتوسها نگاه میکنم میبینم در این گرمای شدید آی دارن کیف میکنن ، آی کیف میکنن که نگو و نپرس!!


از زمان سنج (کرنومتر) گوشی تلفنم خیلی استفاده میکنم. یه دکمه ی شروع داره که با زدنش زمان سنجی آغاز میشه. دکمه ی توقف باعث متوقف کردن اینکار خواهد شد و بعد دو گزینه داریم ؛ از سر گیری زمان سنجی و یا تنظیم مجدد و برگشت به نقطه ی صفر زمانی. کاش کرنومتر عمرمون هم چنین تنظیماتی داشت (شاید هم داره و ما هنوز متوجه اون نشدیم). البته میدونم که زمان ، یه متغیر مربوط به دنیای مادی است. اگه بتونیم از محدودیت ابعاد مادی گذر کنیم ، به بی مکانی و بی زمانی (ازلی و ابدی بودن) خواهیم رسید.


وقتی به جدول ولیبال لیگ ملتها نگاه میکنم و در میون اون هم غولهای والیبال دنیا ، اسم ایران رو در صدر جدول میبینم به قول همشهریان خوش ذوق اصفهانی ، شش ام حال میاد!!  حواشی مسابقاتی که در ارومیه و اردبیل برگزار شده و میشه هم در نوع خودش جالبه ؛ از مصدومیت بازیکنان تیم ملی بخاطر ازدحام هموطنانی که به استقبالشون اومده بودند تا کری خوانی های جذاب سعید معروف برای مربی تیم پرتغال. 

جوان که بودم وقتی بازی تیم والیبال برزیل رو نگاه میکردم باورم نمیشد که کسی بتونه سرویسهای بسیار محکم و سریع بازیکنان این تیم رو مهار کنه. حتی دوربینهای تلویزیونی اون زمان نمیتونست این سرعت بسیار بالا رو بخوبی نشون بده. اوج افتخار اون روزهای والیبال ایران این بود که با اختلاف کم به ژاپن و چین ببازه. اما حالا داستان فرق داره و سری توی سرها بلند کردیم و کارهای تکنیکی و زیبای تیم ما هم بسیار زیاد شده. سرویسهای سرعتی قائمی و غفور و فیاضی و واقعا" زیبا و تماشایی هستند. در بازی با استرلیا ، غفور و قائمی کولاک کردند. چه حس خوبی داره وقتی موفقیت ک رو در یه زمینه میبینی. 


پاسخ قاطعانه ی نیروهای مسلح به نفوذ هواپیمای جاسوسی امریکا هم در نوع خودش بسیار جالب و تحسین برانگیز بود. زمانی بر ایران گذشت که اخم بیگانگان موجب ترس و دلهره ی حاکمان و نیروهای مسلح ما میشد اما حال دیگه اوضاع عوض شده. کاش کشورهای همسایه هم قدری به خودشون بیان و اجازه ندن بیگانگان اونها رو به گاو شیردهی که موقع دوشیدنش فرا رسیده تشبیه کنند.


عکاسی از ماه بدر در هفته ی گذشته و در دو روز پیاپی باعث شد تا برای اولین بار مسیر پیاده روی کوهستانی جالبی رو کشف کنیم!! این مسیر سالها اینجا بوده و دوستانمون در موردش به ما گفته بودند اما نمیدونم چرا تابحال امتحانش نکرده بودیم. نزدیک بودن این مسیر به منزلمون شاید باعث بشه بخشی از پیاده روی و کوهپیمائی هفتگی رو بجای صفه در اینجا انجام بدیم. کاش توی خونه مون هم کوه داشتیم!! مثل شازده کوچولو


هنوزم با امیدواری فراوان و صبر و بردباری تلاش میکنم فضای محل کارم رو برای تغییراتی که لازمه ی حرکت بهینه است آماده کنم و زمینه ی این تغییرات رو بوجود بیارم. فراز و نشیبها زیادند. مواقعی پیش میاد که احساس میکنم حرکت و پیشرفت برنامه ها سرعت مورد نیاز رو نداره. اما ناامید نیستم و نمیشم. باز هم تلاش خواهم کرد. باز هم سعی میکنم ضرورت اجرای این تغییرات بیشتر و بهتر از قبل بیان بشه. میدونم که همه ی همکارانم در تمام سطوح اداره دارن برای تعالی امور تلاش میکنند و نظری جز این ندارند. تنها چیزی که ممکنه وجود داشته باشه ، نداشتن یه درک و تلقی مشترک از نوع و نحوه ی حل مشکلات پیش رو و برون رفت از اونها است. 

خوب ؛ رسیدن به اتفاق نظر قطعا" با جنگ و دعوا میسر نخواهد بود. در یه محیط آرام بهتر میشه دید مشترکی ایجاد کرد. همیشه از خدا میخوام کمکمون کنه تا بتونیم این آرامش و هم دلی مورد نیاز رو ایجاد کنیم. به آینده امیدوارمخیلی زیاد.


یه همکار بازنشسته ای داریم به نام آقای اعتماد. مرد بسیار دوست داشتنی و شریفی است که علیرغم کهولت سن هنوز پیاده روی داره و وقتی میاد اداره ، لطف میکنه و قدم به چشم من میذاره. دقایقی رو با هم صحبت میکنیم و چایی مینوشیم و برام از غزلیات حافظ میخونند. فکر میکنم امسال به لطف خدا وارد 100 سالگی میشن. چند روز قبل که با هم گفتگو میکردیم به من گفتند آقای مهرانی ؛ والدین باید برای فرزندانشون دعا کنند. دعای پدر و مادر خیلی مهمه. کار خاصی هم نمیخواد. نماز رو که خوندی دستات رو رو به آسمون بلند کن و براشون دعا کن.

تقریبا" هر روز دارم این توصیه ی آقای اعتماد رو انجام میدم. چه حس خوبی داره یقین دارم که این دعاها نتیجه بخش است. یقین دارم.


وای ؛ خیلی نوشتم. میخواستم فقط 3-2 خط بنویسم. مابقی باشه برای بعد!!


یکی از دوستان همسرم که در مرکز نجوم ادیب فعالیت دارن چند سال قبل با ما اومدن کوه صفه. از دم ورودی تا قله و در تمام مسیر برگشت با همسرم گفتگو میکردند و تازه موقع خداحافظی گفتند بقیه اش رو تلفی با هم صحبت میکنیم!!

این یادداشت من هم شبیه اون گفتگو شد.

 

یادداشت 13 تیر 1398 - باز هم تاثیر شرایط نامناسب جوی در رویت نشدن هلال

یادداشت 12 تیر 1398 - عدم رویت آخرین هلال صبحگاهی شوال 1440

یادداشت 9 تیر 1398 - باز هم تاثیرات معادله ی زمان

رو ,هم ,ی ,، ,میکنم ,یه ,و در ,با هم ,؛ از ,که با ,داره و

مشخصات

تبلیغات

محل تبلیغات شما

آخرین ارسال ها

محل تبلیغات شما محل تبلیغات شما

آخرین جستجو ها

تبلیغات متنی
دنیای بک گراند عکاسی کشــــــور دخــــــتـــرونــه دانلود رایگان مقاله بومرنگ practedurchno Timothy پرتال اطلاع رسانی تور های گردشگری مطالب های رایگان زبان انگلیسی